حرف تعریف la در اسپرانتو
اسپرانتو فقط یک حرف تعریف دارد: la. برای همهٔ جنسها، حالتها و شمارها همین است: la knabo (پسر)، la knabino (دختر)، la knaboj (پسرها). حرف تعریف نامعین ندارد. پس «یک کتاب» یا «کتابی» فقط libro است.
کی la بیاوریم؟
قاعدهٔ اصلی: وقتی گوینده و شنونده میدانند منظور کدام است.
چیزی که پیشتر گفته شده: Mi aĉetis libron. La libro estas interesa. یعنی «کتابی خریدم. کتاب جالب است».
چیزی که از موقعیت پیداست: Fermu la pordon! یعنی «در را ببند!» (همین درِ اتاق).
چیزی که فقط یکی است: la suno (خورشید)، la luno (ماه)، la mondo (جهان).
پیش از صفت عالی: la plej bona (بهترین).
پیش از نام زبانها با صفت: la persa (فارسی)، la angla (انگلیسی).
کی la نیاوریم؟
چیز نامعین: Mi vidis hundon. یعنی «سگی دیدم».
بیشتر نامهای خاص: Irano، Teherano، Sara.
همراه ضمیر ملکی: mia libro (کتابم)، نه la mia libro. ولی ضمیر ملکیِ تنها la میگیرد: Via libro estas nova, la mia estas malnova. یعنی «کتاب تو نو است، مال من کهنه».
همراه همبستهها: tiu libro (آن کتاب)، ĉiu tago (هر روز).
پیوند با «را»ی فارسی
فارسی حرف تعریف ندارد، ولی «را» و «ـی» گاهی همین کار را میکنند:
اسپرانتو | فارسی |
|---|---|
Mi vidis hundon. | سگی دیدم. |
Mi vidis la hundon. | سگ را دیدم. |
Mi legas libron. | کتاب میخوانم. |
Mi legas la libron. | کتاب را میخوانم. |
نگران نباشید
خود زامنهوف در نخستین قاعدهٔ دستور زبان نوشت که کسانی که کاربرد حرف تعریف برایشان دشوار است، میتوانند در آغاز اصلاً آن را به کار نبرند. اگر la را جا بیندازید، باز هم حرفتان فهمیده میشود. با خواندن زیاد، کاربرد درست خودش جا میافتد.
l'
در شعر و گاهی پس از حرف اضافهای که به مصوت ختم میشود، la کوتاه میشود و l' نوشته میشود: de l' mondo (از جهان). ۱۶ قاعده
