ادبیات اسپرانتو
از همان روزهای نخست، زامنهوف میخواست نشان دهد که اسپرانتو فقط زبانِ نامه و تجارت نیست و میتواند زبان ادبیات هم باشد. امروز اسپرانتو هم کتابهایی دارد که از زبانهای دیگر ترجمه شدهاند و هم ادبیاتی که از آغاز به خودِ اسپرانتو نوشته شده است.
ترجمهها
هملت (Hamleto): زامنهوف در ۱۸۹۴ «هملت» شکسپیر را ترجمه کرد.
شازده کوچولو (La Eta Princo): شاهکار سنتاگزوپری به اسپرانتو هم ترجمه شده است.
ارباب حلقهها (La Mastro de l' Ringoj): ویلیام اولد آن را به اسپرانتو برگرداند.
خیام (Poemoj de Omar Kajam): گاستون وارینگین رباعیات خیام را مستقیم از فارسی به شعر اسپرانتو ترجمه کرد. اسپرانتو در ایران
انجمن جهانی اسپرانتو مجموعهای به نام «شرق و غرب» (Serio Oriento–Okcidento) دارد که آثار کلاسیک ادبیات جهان را به اسپرانتو منتشر میکند.
ادبیات اصلی اسپرانتو
ادبیات اصلی (غیرترجمهای) یعنی کتابهایی که از ابتدا به اسپرانتو نوشته شدهاند. چند نام مهم:
یولیو باگی (Julio Baghy): نویسنده و بازیگر مجار که سالها در اردوگاه اسیران جنگی در سیبری گذراند. رمان La Verda Koro («قلب سبز»، ۱۹۳۷) دربارهٔ یک کلاس اسپرانتو در سیبری است. باگی آن را برای نوآموزان نوشت و زبانش فصلبهفصل دشوارتر میشود. دورهٔ «قلب سبز» در ستاره سبز متن کامل کتاب را با ترجمهٔ فارسی آموزش میدهد.
کالمان کالوچای (Kálmán Kalocsay): پزشک، شاعر و مترجم مجار. دفتر شعر Streĉita kordo («سیم کشیده»، ۱۹۳۱) از اوست. او «دوزخِ» دانته را هم به اسپرانتو ترجمه کرد.
ویلیام اولد (William Auld): شاعر اسکاتلندی. منظومهٔ بلند La infana raso («بشرِ کودک»، ۱۹۵۶) از برجستهترین آثار شعر اسپرانتوست. اولد نامزد جایزهٔ نوبل ادبیات هم شد. کتاب دیگر او، La fenomeno Esperanto، را احمدرضا ممدوحی با نام «پدیدهٔ اسپرانتو» به فارسی ترجمه کرده است.
از کجا شروع کنم؟
اگر تازهکارید، کتابهایی را انتخاب کنید که برای نوآموزان نوشته شدهاند. «قلب سبز» بهترین نمونه است. داستانهای کوتاه و متنهای دوزبانه هم کمک میکنند. متنهای نمونه با ترجمه نقطهٔ آغاز خوبی است.
برای پیدا کردن کتاب، کتابفروشی انجمن جهانی اسپرانتو (uea.org) و ویکیپدیای اسپرانتو را ببینید. مجموعهٔ متنهای Tekstaro (tekstaro.com) هم هزاران صفحه متن اسپرانتو را برای جستوجو در دسترس میگذارد.
