متنهای نمونهٔ اسپرانتو با ترجمهٔ فارسی
بهترین راه یادگیری خواندن است. هر متن را یک بار بیترجمه بخوانید، بعد ترجمه را ببینید و دوباره بلند بخوانید.
۱. از تمرینهای زامنهوف
این جملهها از نخستین تمرینهای Ekzercaro است. زامنهوف این مجموعهٔ تمرین را در ۱۸۹۴ منتشر کرد و در ۱۹۰۵ بخشی از کتاب «بنیاد اسپرانتو» (Fundamento de Esperanto) شد. او با این جملهها پایانهها را یکییکی آموزش میداد.
Patro kaj frato. Leono estas besto. Rozo estas floro kaj kolombo estas birdo. La suno brilas. La patro estas sana.
ترجمه: پدر و برادر. شیر جانور است. گل سرخ گل است و کبوتر پرنده. خورشید میدرخشد. پدر سالم است.
Infano ne estas matura homo. Kie estas la libro kaj la krajono? Sur la tero kuŝas ŝtono.
ترجمه: کودک آدم بالغ نیست. کتاب و مداد کجاست؟ روی زمین سنگی افتاده است.
Leono estas forta. La dentoj de leono estas akraj. Al leono ne donu la manon.
ترجمه: شیر نیرومند است. دندانهای شیر تیزند. به شیر دست نده!
نکتهها:
پایانهٔ -o اسم است (patro، leono) و -a صفت (sana، forta).
-as زمان حال است: estas، brilas، kuŝas.
-j جمع میسازد و صفت هم جمع میشود: dentoj… akraj.
-u امر است: ne donu یعنی «نده».
همهٔ ۴۲ تمرین زامنهوف با ترجمه و توضیح در دورهٔ اسپرانتو از سرچشمه آمده است.
۲. نامهای کوتاه
Kara Marko,
Dankon pro via letero. Mi loĝas en Ŝirazo kun miaj gepatroj kaj mia fratino. Mi studas en la universitato kaj vespere mi lernas Esperanton. Ŝirazo estas bela urbo: ĝi havas multajn ĝardenojn kaj printempe ĉio odoras je floroj.
Kie vi loĝas? Ĉu vi havas gefratojn?
Amike,
Sara
ترجمه:
مارکوی عزیز،
از نامهات ممنونم. من با پدر و مادرم و خواهرم در شیراز زندگی میکنم. در دانشگاه درس میخوانم و شبها اسپرانتو یاد میگیرم. شیراز شهر زیبایی است: باغهای زیادی دارد و در بهار همهچیز بوی گل میدهد.
تو کجا زندگی میکنی؟ خواهر و برادر داری؟
دوستانه،
سارا
نکتهها:
gepatroj و gefratoj: پیشوند ge- هر دو جنس را با هم میگوید. پیشوندها
multajn ĝardenojn: مفعولِ جمع و صفتش هر دو -jn میگیرند.
vespere و printempe: پایانهٔ -e از اسم قید میسازد: «شبها، سرِ شب» و «در بهار».
odoras je floroj: «بوی گل میدهد». حرف اضافهٔ je وقتی میآید که هیچ حرف اضافهٔ دیگری مناسب نباشد.
۳. نوروز
La persa novjaro nomiĝas Nouruz, kio signifas "nova tago". Ĝi komenciĝas en la unua tago de printempo, ĉirkaŭ la 21-a de marto. Antaŭ la festo oni purigas la domon. La familio kolektiĝas ĉirkaŭ tablotuko kun sep aĵoj, kies nomoj komenciĝas per la litero S. Dum la festaj tagoj oni vizitas parencojn kaj amikojn, kaj la infanoj ricevas donacojn.
ترجمه: سال نوی ایرانی نوروز نام دارد که یعنی «روز نو». در نخستین روز بهار، حدود ۲۱ مارس، آغاز میشود. پیش از جشن، خانه را تمیز میکنند. خانواده گرد سفرهای با هفت چیز جمع میشوند که نامشان با حرف «س» شروع میشود. در روزهای جشن به دیدن خویشان و دوستان میروند و بچهها هدیه میگیرند.
نکتهها:
komenciĝas، kolektiĝas: پسوند -iĝ- یعنی «شدن»: «آغاز میشود»، «گرد میآید». -ig- و -iĝ-
purigas: از pura (پاکیزه) و -ig- یعنی «تمیز کردن».
oni: فاعل نامعین. فارسی وقتی کننده معلوم نیست، فعل را سومشخص جمع میآورد: «تمیز میکنند».
kies: «که… ـشان». همبستهها
aĵoj: از پسوند -aĵ- بهتنهایی ساخته شده و یعنی «چیزها».
۴. سرود اسپرانتو
شعر La Espero («امید») سرودهٔ زامنهوف را با برگردان سطربهسطر در صفحهٔ نمادهای اسپرانتو بخوانید.
